سفر شمال 4یک دیدار غیر منتظره
وقتی سرباز بودیم از هر شهر و دیار دوستانی داشتیم همیشه در هنگام اتمام خدمت دوستان سرباز آدرس رد و بدل می کنند تا بعدها به همدیگر سر بزنند که اکثرا هم کمتر اتفاق می افتاد و حتی من دوستانی از همان زمان در خود کازرون دارم که بعد از خدمت دیگر آنها را ندیده ام یا حد اکثر هر دو سه سالی عبوری در خیابان همدیگر را ببینیم نشانی این دوستان را در دفتر چه ای داشتم که چند سال پیش این دفترچه هم مفقود شد و دیگر سراغی از آنها نداشتم در سفر استان گلستان روزی که از گرگان به گنبد می رفتیم در علی آباد تابلوی جهت یابی را دیدم که جهت روستایی به نام مزرعه را نشان می داد یادم افتاد که یک همسنگر داشتیم که از اهالی روستای مزرعه علی آباد کتول بود ما مدت یک سال و نیم همسنگر بودیم تصمیم گرفتم که اگر وقت شد به روستا رفته سراغی از او بگیرم آن روز دیگر وقت نشد ولی روز چهارم که می خواستیم از گرگان به طرف شاهرود حرکت کنیم در مسیر علی آباد به طرف این روستا رفتیم که در 5 کیلومتری شهر در مسیر جاده اق قلا قرار داشت به دلیل کمبود تابلو راهنمایی حدود 10کیلو متر از راه را اشتباهی رفتیم بعد که متوجه شدیم نمی خواستم برگردم ولی خانمم گفت اگر برنگردی بعدها پشیمان می شوی که چرا به خاطر 10کیلومتر برنگشنم دیدم منطقی می گوید دور زدم برگشتم اول جاده اق قلا یک مغازه برنج فروشی بود که همنام دوست ما بود اسم کوچک دوستم غلامعلی بود که غلام صدایش می کردیم وقتی از او سراغ غلام فندرسکی را گرفتم نشناخت ولی وقتی نام کامل او را گفتم گفت فردی را به این اسم می شناسد ولی نشانی او را نداشت و نشانی مغازه ای در وسط روستا را داد گفت شاید او اطلاع بیشتری داشته باشد به مغازه دار مراجعه کرده وقتی ماجرا برایش توضیح دادم نشانی دو کوچه پایین تررا داد وقتی بدر خانه مورد نظر رسیدیم هنوز مطمئن نبودم که خودش باشد وقتی خانمش در را باز کرد و موضوع را برایش تعریف کردم گفت نمی دانم ولی این مشخصات به او می خورد و شماره تلفن همراه او را داد تماس گرفته تا گفتم شما ابراهیم جو کار را می شناسی گفت جوکار کازرونی؟ خلاصه معلوم شد خودش است و در منزلش منتظر نشستیم تا رسید و بعد از 29سال دیدار تازه شد ساعتی نشستیم و آلبوم عکس اورد و کلی خاطرات آن زمان را تعریف کردیم و لی به دلیل کمبود زمان با وجود اصرار او وخانواده اش بیشتر از یک ساعت نتوانستیم بمانیم و بعد به طرف آبشار کبود دال علی اباد رفتیم که از تمام این ابشار هایی که رفته بودیم زیباتر بود ان ابشاردر 8کیلو متر شهر علی اباد و بعد از دریاچه سد کبودال قرار داشت که از محل پارک خودرو 300 پله در دل جنگل بالا رفتیم تا به این ابشار زیبا رسیدیم ابشار بسیار زیبایی بود که در اینترنت در وصف این ابشار نوشته شده که بزرگترین آبشار خزی دنیا است بعد ساعتی کنار این ابشار بودن و عکس گرفتن علی آباد را به سمت شاهرود ترک کردیم جاده علی آباد به شاهرود جاده بسیار زیبایی بود که در یک گردنه به نام قشلاق شباهت زیادی به گردنه حیران داشت که از وسط مه عبور کردیم و هوایی سرد و زمستانی داشت هنگام شب به شاهرود رسیدیم و در شهر کوچک وو زیبای بسطام در 5 کیلومتری شاهرود مستقر شدیم













