چرا ما زود قضاوت می کنیم؟

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند…

مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید. نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟

وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدی که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی‌کرد؟
مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.
وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و ۵ بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟
مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه . نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی …
وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار دارد؟
مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم اینهمه گرفتاری دارید …
وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکرده‌ام شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم!؟

يك هشدار

شخصي در حال شارژ کردن موبايلش در کنار تختش بود.در همان حال کسي به موبايلش تماس گرفت. او در حاليکه موبايل به برق وصل بودبه موبايل جواب داد. 

پس از چند ثانيه جريان برق به موبايل که به پريز برق وصل بود منتقل مي شود واين جريان قوي به مرد جوان منتقل ميشود و او با شدت بسيار به زمين پرتاب مي شود. 

پدر و مادر او از صداي مهيبي که شنيده بودند با شتاب به اتاق او ميروند و اورا بيهوش روي زمين با ضربان ضعيف قلب و انگشتان سوخته پيدا مي کنند.او به سرعت به بيمارستان منتقل ميشود اما متاسفانه وقتي به يمارستان رسيدند بود  مرده بود. 

موبايل يک اختراع بسيار مفيد مدرن است. اما ما بايد مراقب باشيم که ميتواندوسيله مرگ هم باشد اگر بي احتياطي کنيم. 

هرگز از موبايل زماني که به برق يا کامپيوتر وصل است استفاده نکنيد. هرگز!!